در این پست به بررسی تغیر ساختار حکومتی ایران که به وقوع نوع دیگری از ساختار حکومتی انجامید پرداخته می شود:
تاریخ حکومتی ایران در تمامی اعصار پادشاهی بوده است و بعد از وقوع انقلاب 1979 ایران ساختار حکومتی از شاهنشاهی به جمهوری اسلامی با محوریت رهبری مذهبی ، یباسی ، اسلامی تغییر نمود. ساختاری اختراعی و نهوظهور . نه جمهوری به معنای واقعی بود که رییس جمهورها حکام اصلی بودند و نه رهبری دینی کامل بود بلکه هر دو سیستم در هم بود و با هم بود.
لازم است برای بررسی جامع شناختی وقوع انقلاب 1979 نگاهی به ساختار عقیدتی مردم ایران در طول اعصار به حکام خود بزنیم.
ایرانیان در طول اعصار ، انسانهایی راستگرا بوده اند یعنی هم طرفدار حکام محلی و مرکزی بوده اند و هم محافظه کار بودند. تاریخ ایران که تاریخ پادشاهی در تمامی اعصار می باشد شاهد این ادعا می باشد که همیشه مردم ایران خواستار یک نفر به عنوالن رهبر بوده است . از کدخداها و خانها و حکام محلی گرفته تا شهنشاهان ایران زمین . این خصوصیت همیشه رد ساختار ذهنی ایرانی بوده که باید یکی بر آنان حکومت کند . وقتی یک اندیشه در طول اعصار در ساختار ذهنی افراد رسوخ کند جزیی از فرهنگ خونی و ارثی انان می گردد . و اما چرا محافظه کار ؟
با نگاهی حتی سر سری به تاریخ ایرانیان به نکته ای بسیار دردناک بر می خوریم که تاریخه ایران ، تاریخ رهایی نیست ، تاریخ منجی خواهی است . تمامی تغییرات سلسله ها نه برای آزادی خواهی و رهایی از ظلم حکام بوده است که قدرت خواهی بوده است . تغییر از یک ظالم به ظالم دیگر. در ساختار ذهنی و تاریخی مردم ایران هیچگونه تفکری برای آزادی خواهی نبوده است . آنان فقط با یاغی هایی همراه شده اند که فکر می کردند منجی موعود آنان است . تاریخ ایران پر از منجی خواهی است.
نمونه بارز آن فتح ایران توسط اعراب بود. نه ایران فتح نشد ، ایران تقدیم شد.مردم ایران نجنگیدند چون در سیمای اعراب شتر سوار منجی خود را می دیدند. آنان فکر می کردند آنانی که از آن سوی حیره و ایران عرب می آیند ، آن منجی موعود است و چون ایران به دست اعراب رسید و آنان ( اعراب ) به غارت تاریخ و تمدن ایرانیان کمر گماردند ایرانیان دانستند که لباس مغان عوض گردیده و از اینجا بود که فرهنگ ایرانی به اضمحلال رفت.
الغرض ملتی که در طول اعصار فقط از شاهی به شاهی دیگر قبله برگردانده اند به دوران معاصر می رسند به عصر تجدد ایرانی . به دوران قاجاریان . به ناصر الدین شاه .
این شاه دیکتاتور هر کاری نکرد یک کار مثبت کرد البته نا خواسته . شاهی که برای تفرج به فرنگ رفته بود با چیزی مواجه گشت که مقبول این قبله عالم ! افتاد و آن را به ایران آوردو ان هم تجدد بود.
ارتباطات ایرانیان در عصر شاهان قاجار با فرنگ و تاثیر ات افرادی که برای تحصیل به فرنگ رفته بودند بر روی ساختار جامعه سنتی ایران آن زمان باعث گردید ، با نوعی دیگر از اندیشه و نوع زندگی در ایران مواجه گردیم. تاثیراتی که به جنبش مشروطه و شیوع اندیشه های آزادی خواهانه ختم گردید. با تاجگذاری احمد شاه قاجاز و وقوع حوادثی که به کودتای 1300 ختم گردید باعث شد اولین زمزمه های جمهوری خواهی و نه شاه خواهی بلند گردید ولی ظهر رضا شاه و استفاده از جو بحرانی ان سالها باعث گردید که دوباره سلسله ای به تعداد سلسله های شاهنشاهی ایران افزوده گردد. رضا شاه با وجود اینکه شاهی دیکتاتور و ظالم بود ولی خدماتی به تجدد و توسعه ایران و گذر ایران از سنت به مدرنیته آن سالها گردد که قابل اغماض نمی باشد.
با قوع جنگ های بین الملل اول و دوم و ورود خارجیان به ایران و حوادثی که به بر روی کار آمدن پهلوی دوم گردید باعث گردید که زمزمه هیا آزادی خواهانه به گفتاری قابل لحاظ تبدیل گردد. تاثیرات ملی - مذهبیون و آزادی خواهانی چون مصدق و دکتر فاطمی و … را نمی توان در وقوع حوادث ختم به انقلاب 1979 انکار نمود.
ملی مذهبیون در آن سالها حسی در ایرانیان زنده نمودند که در تمامی اعصار سنت ایرانی خفته بود- حس حق خواهی عام
به اعتقاد من بر عکس آنچه که گفته می شود که نقطه شروع انقلاب 1979 حوادث سالهای 42 است برعکس به پیش از ایت تاریخ باید برگشت به حوادث سالهای 30 تا مرداد 32 ، به ملی شدن نفت ، به دفاع دکتر مصدق از حق ایرانی در دادگاه لاهه.
مجموع اعمال و تفکراتی که ملی - مذهبیون و مصدق و همیاران او در روح ایرانیان دمیده بود باعث اعتراضات سالهای 42 گردید .
از 42 تا 57 ، تمامی گروههای معترض سیاسی از تمامی اندیشه ها در کنار هم بودند و در وقوع انقلاب 57 تاثیر گذار بودند . انقلابی که در زمان وقوع خود هم دوباره به دست ملی مذهبیون سپرده گردیده بود.حتی محمد رضا شاه ، بعنوان آخرین تیر ترکش خود از بختیار بعنوان یک ملی - مذهبی که تمامی اعصار معاصر مورد مقبولیت و محبوبیت ملت ایران بودند استفاده نمود.
ساختار جامعه ایران ، ساختار جامعه ای بود که برای بار اول به آزادی خود خواسته رسیده بود.سهم خواهی های اول انقلاب ، ترورها ، قدرت گرفتن مذهبیون سنتی و در دست گرفتن زمام حکومت را می توان عواملی دانست که انقلاب 1979 را به سمتی برد که در سالهای 61 و 62 تثبیت شد.
جنگ ، اری جنگ ، این بلای خانمانسوز بیش از آنکه رودان وطن را فدای مام میهن کند باعث گردید انقلاب ایران در دست گروهی خاص ( روحانیون ) بیفتد و تثبیت گردد. این قانون تمام ملل است وقتی جنگی در می گیرد تمام افراد آن ملت بدون در نظر گرفتن عقاید خاص خود زیر یک عقیده بعنوان دفاع از وطن جمع می گردند . 8 سال جنگ باعث شد ساختار حکومتی ایران آنگونه که حکام وقت می خواست شکل گیرد و هر کسی مخالفتی می کرد حذف شد ( نمونه قبرستان خاوران ) . آخ چه رودانی از وطن هم آغوش خاک شدند.
ماکیاولی راست می گفت : ” جنگ تنها هنری است که به کار فرمانروا می آید . “
ساختار حکومتی ایران با وقوع انقلاب دستخوش تغییراتی اساسی شده بود ارکانها و مراجعه تصمیم گیری های موازی بسیاری پدید آمده بودند از جمله تاسیس سپاه پاسداران با وجود ارتش ایران ، تقدیم مصادره های اوایل انقلاب به بنیاد جانبازان و مستضعفان!!!! که این نهاد نو بنیاد را به یکی از ثروتمند ترین نهادهای زیر مجموعه رهبری تبدیل نمود. در طول سالهای دهه 60 شمسی بنیانی در اصول کشورداری و نوع کشورداری ایجاد نمودند که در نوع خود بی نظیر بود که در پی به ارکان آن می پردازیم :
1- روحانیون ایرانی و طرفداران جمهوری اسلامی با توجه به درس تاریخی اینکه اگر بازی قدرت را ببازند به قهقهرای تاریخ خواهند رفت و همچنین با توجه به تجربیات نوع چیدمان قدرت در عصر معاصر و نقش ارتش در ساختار حکومتی دست به تاسیس بسیج و سپاه پاسداران زده شد. انقلابیون پر شور دیروز ، حکام امروز بودند و وقوع جنگ و نوع دیدگاه و حمایت خاص جریان حکومتی از سپاه پاسداران و فرار بنی صدر و انتقال فرماندهی کل قوا از ریاست جمهور به رهبر باعث گردید سپاه پاسداران یکی از ارکان حکومتی گردد.
2- مداری علمیه و مدارس مذهبی اسلامی
تا پیش از انقلاب 1979 مدارس مذهبی اسلامی و در راس آن حوزه علمیه نجف و قم فقط جایگاه مذهبیداشتند که در ساختار خود فقط چند ” آیت الله ” سیاسی داشتند ولی با وقوع انقلاب و سرمشق انتقال و گسترش انقلاب ایران به جهان این مدارس به یکی از تاثیرگذارترین اماکن قدرت و godfatherهای سیاسی تبدیل گشت.
ایران کشوری بود که احزاب وجود خارجی نداشت و فقط 2 جناح بود که هر دو 2 بال یک پرنده بودند . ممانعت از حضور دگر اندیشان و احزاب باعث گردید که ساختار ها و کالبد حکومتی انگونه باشد که روحانیون می خواستند و برای این کار از همه قدرتهای مذهبی و انواع احادیث و مصداقهای اسلامی از صدر اسلام تا زمان معاصر استفاده کردید
در قسمت بعد به بازگو چگونگی ایجاد جمهوری دوم و به حاشیه رفتن زمام داران دهه های 60 و 70 شمسی ایران خواهم پرداخت